الشيخ رسول جعفريان
394
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
گفتهاند كه « بايعناه على الموت » ؛ اين به معناى ايستادگى تا شهادت بوده است . « 1 » كسانى كه اين نقل را نپذيرفته و گفتهاند كه « بايعناه على أنْ لانفر » بيعت بر اين پايه بوده كه افراد از ميدان جنگ نگريزند . « 2 » در نقلى نيز آمده كه بر « موت » بيعت نشد بلكه بر « صبر » بيعت شد ؛ « 3 » و در نقلى ديگر ، « على ما يطيقون » « 4 » در موارد ديگر نيز « حد استطاعت » مورد توجه قرار گرفته است . « 5 » با زنان نيز بر آن شرطبيعت مىشده كه « أن لا يقعدن مع الرجال فى خلاء و أن لا يحدثن مع الرجال إلّا مَحْرماً » با نامحرم در محل خلوت ننشينند و جز با محرم سخن نگويند . « 6 » « نصيحت به هر مسلمان » نيز در ضمن اين موارد ياد شده است . « 7 » سخن گفتن به عدل ( و در روايتى ديگر سخن گفتن به حق ) نيز در روايت عبادة بن صامت آمده است . « 8 » « على فراق المشرك » نيز كه مىتواند به معنى هجرت باشد ، از موادى بوده كه بر آن بيعت شده است . « 9 » اقامهء نماز و پرداخت زكات نيز از موادى بود كه بر آن بيعت شده است . « 10 » در جريان بيعت عقبه دوم ، با دو زن نيز بيعت شد . بيعت با زنان به عنوان فصل خاص در كتابهايى چون بخارى « 11 » و نسائى « 12 » آمده است . ديگران نيز مسأله را مورد توجه قرار داده و دهها روايت در اين زمينه نقل كردهاند . تفاوت عمده در نحوهء بيعت كردن است كه از طريق دست دادن نبوده است . بعدها كه گرفتن بيعت از مردم اجبارى شد و طبعا عهد شكنى نيز رواج يافت ، خلفا ، قَسَمهاى شديدى همراه با بيعت ، از مردم مىطلبيدند . مالك بن انس اين كار را ناروا دانست و به همين دليل ، مورد توبيخ و آزار حكومت قرار گرفت . « 13 » اين رسم كه تا قرنها به عنوان يك سنت سياسى براى خلافت باقى بود ، آداب و رسوم خاص ادارى خود را يافت . از جمله ، متنهاى زيادى
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 351 ؛ بخارى ، ج 2 ، ص 163 ؛ مسنداحمد ، ج 4 ، ص 47 ، 49 ، 51 ، 54 ( 2 ) . سنن دارمى ، ج 2 ، ص 220 ؛ طبقات ، ج 2 ، صص 100 - 99 ؛ سنن نسائى ، ج 7 ، ص 141 ( 3 ) . بخارى ، ج 2 ، ص 163 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 163 ( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 245 ؛ سنن نسائى ، ج 7 ، ص 147 ( 6 ) . طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 10 ( 7 ) . بخارى ، ج 4 ، ص 245 [ والنُّصْحِ لِكلِّ مُسْلم ] ؛ سنن نسائى ، ج 7 ، ص 140 ( 8 ) . همان ، ج 7 ، ص 139 ( 9 ) . همان ، ج 7 ، ص 148 ( 10 ) . همان ، ج 7 ، ص 148 ( 11 ) . بخارى ، ج 4 ، ص 247 ( 12 ) . سنن ، نسائى ، ج 7 ، ص 149 ( 13 ) . التراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 223 ؛ نظام الحكم فى الاسلام ، نبهان ، ص 435 ( نقل از : مقدمهء ابن خلدون صص 720 - 719 )